سلام به همگی
من برای چند وقتی نمی تونم آپ کنم
ولی سر میزنم
حتما نظر بدید یادتون نرههههههههه. خوش باشید
+ نوشته شده توسط ميترا در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 18:2 |
دوست دارم
من راز نگاهت را ازآينه پرسيدم
چشمان نجيبت را ازدور پرستيدم
باران شدم و چون اشك برعشق تو باريدم
من شمع وجودم را به مهر تو بخشيدم

+ نوشته شده توسط ميترا در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 12:19 |
حريم عشق
در آغوش رويا بودم كه حرير نگاهت طلوعي ديگر در شب هاي تنهايي ام زد ، حريم عشق تو سپيده عشق من شد و در حريم نگاهم حس غريبي جوانه زد و قصر يخي من را از روزهاي خاكستري پاك كرد . اينك ردپاي عشق تو باعث پيمان قلبهاي ما شد .
*******************************************
می خواستم ماه بشی ترسيدم روزها از کنارم بری
می خواستم خورشيد بشی ترسيدم شبها از کنارم بری
حالا تو رو جو نم قرار دادم که با رفتنت من هم برم
+ نوشته شده توسط ميترا در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 12:39 |
عزيزم نور چشمانت را از من مگير كه نور زندگانيم است و نداي صدايت را از رويم پنهان مكن كه آوايي براي عاشقي است . نسيم عشق را از نگاهت مي بويم و در باغ زندگاني خوشبوي گل تو مريم برايم آشناست هرگز تنهايم مگذار كه بي تو هيچم .
+ نوشته شده توسط ميترا در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 12:55 |
پيام هاي عاشقانه ( 1 )
دوست داشتن دل مي خواهد نه دليل
هرجا عشق نيافتيد ، به ورزيد پيدا مي شود
نترسيد از آنجا كه زندگي تمام شود از آن بترسيد كه هرگز آغاز نشود .
تنها راه نگهداري عشق ، بخشيدن آن است .
راه به دست آوردن بسياري از چيزها بي اعتنايي و رها كردن آن است .
عشق مانند هوا ،همه جا موجود است ، تو نفس را قدري جانانه بكش .
خويشتن را بردار ، عشق مي ماند و تو .
عشق هم محلي ماست ،كم محلي نكنيم .
هيچكس پاسخ سلام را با سيلي نداده است .
آه و آواز از يك حنجره بيرون مي آيند .
عمر كوتاه نيست ،ما كوتاهي مي كنيم .
عشق همين جاست ،تو كجايي ؟
ما براي عشق ورزيدن و لذت بردن به دنيا آمده ايم .
ذهن ما باغچه است گل در آن بايد كاشت .
به جاي لعنت كردن بر تاريكي ، شمعي روشن كنيم .
زندگاني هنر ساختن پنجره بر بيداري است .
زندگاني هنر يافتن روزنه در تاريكي است .
عاشقي ها اين جهان را ساختند .
ادامه دارد ...
+ نوشته شده توسط ميترا در پنجشنبه دوم آذر 1385 و ساعت 12:55 |