تبليغاتX
تورامن چشم در راهم
یادته

 

یادته چشمای خیسم زیر بارون

یادته هق هق گریه ام تو خیابون

یادته گفتی نباشی می میرم

گفتی من به عشق تو اسیرم

یادته گفتی که بی من نمی مونی

یادته عهدی که بستیم تو جوونی

یادته گفتی باید با هم باشیم

گفتی تا آخر عمر مال هم باشیم

قول دادی با من بمونی یادته

من شدم گل و تو گلدون یادته

 

ولی حالا چی شد ............


+ نوشته شده توسط ميترا در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 4:13 |
کمکم کنید
سلاممممممممممم

امروز این وبلاگ یک ساله می شهههههههههه خیلی خوشحالممممممممم

تولدم مبارکککککککککککک یعنی وبلاگم

تازشم تولد وبلاگم با تولد انرژی هسته ای یکی شده

پس حالا همه با هم انرژی هسته ای دویست تومن بسته ای

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

نظر تو این وبلاگم حق مسلم منه بدویید بیایید حقمو بدید

بابای


+ نوشته شده توسط ميترا در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 19:36 |
سال خوبی داشته باشین
سلام به همه ی دوستای گل سنبل بلبلم

(می دونید که رسمه که بعد از سلام روبوسی می کنن)

حالتون که خوبه ان شاالله ؟ خوب خدا رو شکر

تعطیلات که بهتون خوش گذشت ؟ به من که خیلی خوش گذشت بر خلاف اینکه تصور می کردم هیجا نمی ریم کلی جا رفتیم جای همتون خالی بود

انشاالله که به شما هام خوش گذشته باشه و اون حرفایی که توی دو تا پست پیش زده بودم و گوش کرده باشین مخصوصا پسرااااااا

راستی یادتون نره به اون یکی وبلاگم سر بزنیدااااااااا

www.hybye.blogfa.com

خوب نظرم یادتون نره  آفرین دخترا و پسرای گله خوشگلم

بابای تا پستای بعدی


+ نوشته شده توسط ميترا در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 17:45 |
دوستت دارم
لحظه ی به تـو رسـیـدن یه تــولد دوبـــاره س

شهرچشم تورو داشتن یه غروب پرستاره س

خواستن دستــای گرمت مث ماجرا می مونه

برق المــاسای چشــمت مث کیمیا می مونه

اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگه تازه

اسم من کنار اسمت قصرخوشبختی می سازه

زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد

می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد

بــا تـو غم رنگی نـداره زندگی شهر فرنگه

از تو قلعه ی نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه

سهم هرکسی که باشی خوش بحال روزگارش

پایـیـزو زمستوناشم میشه هم رنگ بهارش

شعلهء آتیش چشمات یه چراغونی زیباست

لحظه ی به تو رسیدن بهترین لحظه ی دنیاست

بــا یـه لبخند طلائیت همه ی دنیــا می لرزه

آرزوی تو رو داشتن به همه دنیا می ارزه

روی انگشتـر شــعرم قیمتی تـرین نگینی

دوست دارم واسه همیشه روی چشم من بشینی




+ نوشته شده توسط ميترا در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 17:34 |