تبليغاتX
تورامن چشم در راهم

+ نوشته شده توسط ميترا در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 0:5 |
سلام به همه ی دوستای خوب و گلم )رسممون که یادتون نرفته (

امیدوارم که حالتون خوب باشه

ممنونم از نظرای خوبتون و همکاری ای که با من دارین و به من ذوق مدین یا به عبارتی ذوق مرگم می کنین که ادامه بدم به نوشتن (اگه از دفعه ی بعد نیام ببینم هیچی نظر ندارم ) مخصوصا از دوستای خوبی مثل : سیدجعفر عزیزم ، یاسی پنگولی عزیزم ، مجید و غزل عزیزم ، آریای عزیزم ، م-ح-ر عزیزم ، علی عزیزم ، مهرداد عزیزم ، مزداویج عزیزم ، فرهاد عزیزم ، دل شکسته عزیزم (که امیدوارم دلشو یه بندکشی بکنه) ، خاک بر سران عزیزم (بابا چه اسمیه جونه خوذتون عوضش کنین آدم می مونه چی بگه) ، علی رضای عزیزم ، سامان عزیزم ، پیمان عزیزم ، پیام عزیزم ، عرشیای عزیزم که تازگیا خیلی بی معرفت شده و خیلی های دیگه که اگه بخوام اسم همشونو بگم زغاله کامپیوتر یا همون رایانه ی خودمون تموم می شه البته همه ی همه ی همه ی برو بچ خوبن حتی شما دوست عزیز و در این قضیه به هیچ وجه شک نکنید. (مخلص شمام هستیم )

خلاصه که این چند وقته که نبودم دلم برای همگی تون تنگ شده بود راستشو بخواین یه عالمه مشکلو کار پیش اومده بود که نمی تونستم به کار به این مهمی یه سری بزنم به عنوانه مثال فوت پدربزرگم دور از جونه شماها و نقله مکانه ما از کرج به تهران و ...

عرضم به خدمته شما که این پستو برای سلام و شروعی دوباره خدمتتون گذاشتم که به حضورم مشرف شین که مثل اینکه شدین و بگم که شرمنده فعلا نمی تونم به وبلاگای زیباتون سر بزنم ان شاالله اگر خدا زنده نگهم داره از چند روزه دیگه ما هم به دیداره شما مشرف خواهیم شد.

تا آینده های نزدیک شما رو به خدای بزرگ می سپارم خدا نگهدار

راستی عیدتونم مبارک ان شاالله که نماز و روزه هاتونم قبول درگاه حق واقع شده باشه

دیگه بای تا هایی دوباره


+ نوشته شده توسط ميترا در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 22:36 |